اخبار ویژه: نگاهی به همایش آمریکاپژوهی و نخبگان ایرانی دانشگاه علامه طباطبائی/ بایستگی شناخت خود و دیگری

اخبار ویژه: نگاهی به همایش آمریکاپژوهی و نخبگان ایرانی دانشگاه علامه طباطبائی/ بایستگی شناخت خود و دیگری

شفقنا- این همایش(آمریکاپژوهی و نخبگان ایرانی) نیز برپایی‌اش در آفیش، ساعت ۸ آمده بود ولی ۹ آغاز شد؛ نخستین استادی که وارد تالار سخنرانی شد سیداصغر کیوان‌حسینی(دبیر همایش) بود و لحظه‌ دیگر دکتر محمدرضا دهشیری با ‎خنده‌های بلند از راه رسید. همایش در تالار دانشکده حقوق برگزار شد ولی نشانی در آفیش، سالن بهشتی بود؛ که بیشتر کسان از شمار دکتر رسول موسوی(که انگار زودتر از همه رسیده بود) به اشتباه به آن تالار رفته بود. دکتر حسین دهشیار، برای نگسیختن رشته سخن سخنرانان، آرام وارد شد و سر-به-‌‎زیر همان نزدیک در نشست؛ به جایش دکتر ابراهیم متقی، سرخوشانه و با شوخی وارد تالار شد و همه از شمار سخنران را به خنده واداشت؛ ولی دکتر محمد جمشیدی و دکتر فواد ایزدی(از سخنرانان نام‎برده در آفیش)تا پایان همایش نیامدند و شگفت این‎ که در میان سخنرانان، یک زن هم وجود نداشت؛ شاید به آن سبب که نگاه زنان در مورد آمریکا میانه‎رو است.

نگاه‌ از دریچه‌ تنگ
ع٫درویشی در روزنامه اطلاعات نوشت، بیشتر سخنرانان همایش، بر آگاهی و نیز خودشناسی و دیگرشناسی پای فشرده‌اند. نگره روانشناسانه بر این باور است که دیگرشناسی و خودشناسی، موازی هم هستند؛ خودشناسی شاید شناخت باورهای درونی و ارزش‎های بنیادی خود است، همان‌ها که دیگران را دنباله‌روی شما خواهد کرد و برخواهد انگیخت‌شان که خود را آماده ارتباط‌گیری با حقیقت راستین درون شما کنند.
دکتر سیداصغر کیوان‌حسینی(معاون آموزشی دانشکده حقوق و علوم‌سیاسی و دبیر همایش) موشکافی جایگاه «آمریکا پژوهی» در فضای آکادمیک کشور را پس از ۴ دهه از انقلاب اسلامی، یکی از هدف‌های بنیادین این همایش خواند تا دریابیم که این پدیده در قلمرو پژوهش، تا چه اندازه هویت یافته است.
به باور او انگار با همه سرمایه‌گذاری‌های نهادینه و آکادمیک، ما ایرانیان آن‌گونه که باید با مورد«آمریکاپژوهی» ارتباط منطقی نیافته‌ایم و بیشتر کارها در این‌ قلمرو زیرِ سایهِ رویدادهای ویژه و سیاسی و اجرایی کشور انجام گرفته است؛ به گفته این استاد دانشگاه، البته ندیده نگیریم که کارهایی در فرم کتاب، مقاله و ‌طرح پژوهشی در استانداردهای خودش به سرانجام رسیده است.
کیوان‌حسینی، دغدغه آمریکا پژوهی را همواره موردی مهم در قلمرو ارتباط سیاسی و روابط بین‎الملل می‎داند که در این بازه زمانی، مجالی دست داده که بتوان آن را در یک گردهمایی و با حضور گروهی از استادان دارای نگره و تجربه در این باره مطرح کرد؛ این پدیده بیش از آن‌که ماهیتی کتابخانه‌ای داشته باشد(به اعتقاد کیوان‌حسینی) استنتاجی است و کسانی می‌توانند به این پدیده وارد شوند که بخش مهمی از کنش‌وری علمی خود را در قلمرو مطالعات آمریکا گذرانده باشند.
به سخن کیوان‎حسینی، این مورد با خود حساسیت‌هایی به همراه دارد، برای همین برگزاری این همایش چند نوبت به تاخیر افتاده بود؛ از دید او، روی سخن این همایش، دانشجویان و ‌استادانی است که در قلمروی آمریکاپژوهی کار علمی انجام داده‌اند و نیز در دامنه گسترده‌تر، دانشجویان ‌و استادان ‌گروه ‌روابط بین‌الملل؛ روح چیره بر ‌همایش نیز یک روح انتقادی است؛ و در پیِ شناساییِ مجال‌ها و‌ تهدیدها در این قلمرو است و همین سنجه‌ها برای سخنرانی در نظر گرفته شده است.
براندازیِ شکست‌یافته
دکتر ابراهیم متقی(استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران)، بر این باور است که در سیاست خارجی کشور باید با جامعه رو راست باشیم که بدانیم کجا هستیم و کجا می‌رویم؛ و این که آمریکا نتوانست راجع ایران، به وضعیت براندازی برسد و به جایش اینک در سیاست‌اش نسبت به ایران، وضعیت پاندولی وجود دارد.
به سخن این استاد دانشگاه، وضعیت امروز روابط ایران و آمریکا تراژیک‌تر از زمان اشغال سفارت آمریکا است و ما نیاز به شناخت آمریکا و ساخت داخلی تصمیم‌گیران آن داریم و نیز شناخت دقیق نسبت به خود؛ و این که اگر فضای شناحت تهدید در کشوری انقلابی در قالب کنش عقلانی شکل بگیرد، برآیندش هیچ‌گاه کنش‌وری نخواهد بود. هنگامی که انقلاب‌ها پدیدار می‌شوند، ویژگیِ اسطوره‌ای چهره می‌کند، به ویژه ایران که موعودگرا است.
به اعتقاد متقی، اگر ولادیمیر پوتین چندوقت پیش آمریکا را تهدید به ساز و کار منع کننده کرد برای این است که در روسیه نیز علامت‌های موعودگرایی موج می‌زند. خانم هلن کارر دانکوس در کتاب «شوربختی روس» بهتر از همه، فضای آن کشور(روسیه) را آشکار کرده و این که چرا در وضعیت تقابلی با آمریکا قرار می‌گیرد؛
راجع فضای ایران و این‌که چرا رادیکال شد باید گفت چون سرشت انقلاب‌ها رادیکال است. یک حقوقدان آمریکایی در کتابی به این مساله پرداخته که چرا سفارت آمریکا در ایران اشغال شد؟ پاسخ‌ او این است که این کار باید در چارچوب کنش پیشگیرانه آشنا در حقوق بین‌الملل باز شود؛ پس باید گفت که چارچوب کشور ما انقلابی است و بردن سفارت با این آگاهی‌ بود که اگر بگیرند چه وضعیتی پیش می‌آید و اگر نگیرند چه! این نکته برای همه روشن است که انقلاب‌ها در برابر ساخت نظام بین‌الملل هستند.»
دکتر متقی به این که امروز ما باید خودمان و آمریکا و فرآیندهای نظام بین‌الملل را بشناسیم، پافشاری دارد و دیگر این که اینک گونه‌ای تجدیدنظرخواهی در کشور و در میان مقام‌ها و مسئولین دیده می‌شود؛ او همچنین می‌گوید: در جلسه‌ای معاون وقت وزیر خارجه درباره نگاه ایران به آسیای میانه و قفقاز گفته که این نگاه بر پایه منافع ملی بوده است، در حالی که این‌گونه نبوده و نگاه ما ایدئولوژیک‌محور بوده است. هنگام بحرانِ‌ جمهوری‌های تازه استقلال(سال۱۹۹۱)، وزارت خارجه ایران گفته است دگردیسی‌ها بر پایه نگاهی که مسکو به آن‌ها دارد، پی گرفته می‌شود؛ روشن نیست این نمود وارونه از سیاست‌ها و نگاه‌ها برآمده از چیست! کسانی که تا دیروز الگوی رفتاری‌شان در فضای رادیکالیزم و انقلابی تعریف می‌شد امروز در مسیر تجدیدنظرخواهی‌اند، آیا این دگردیسی، رویکردی آگاهانه است؟
ساختارشناسی
دکتر ابراهیم متقی، راجع ۱+۵ معتقد است که برخی بر این گمان بودند اگر توافقی با رییس‌جمهور آمریکا انجام دهیم همه‌چیز تمام است؛ ولی آنان ساختار آمریکا را نادیده گرفته‌اند. هنگامی که خودت و دیگری را نشناسی، در سیاستمداری و سیاست و جنگ به نتیجه نمی‌رسید؛ بسنده است رویکرد مقام‌های رسمی ایران را در گفت‌وگوهای گوناگون در سازمان ملل یا در ارتباط با اروپا ببینیم؛ زمانی پس از توافق هسته‌ای می‌گفتند تا ۳ ماه دیگر تضادهایی میان اروپا و آمریکا ایجاد می‌شود که آن سرش ناپیدا؛ این در حالی است که ایران در نگاه آمریکایی‌ها وضعیت تا اندازه‌ای یکسان دارد اما برای اروپایی‌ها باید گفت که آنان نسبت به ما در مقایسه با آمریکا نگرانی بیشتری دارند چرا که نگاه‌شان به ما شرق‌شناسانه است.
متقی در گفته‎هایش به کسانی که اینک در سیاست، تجدیدنظرخواه جلوه می‌کنند، نقد را وارد می‌داند و بر این باور است که شناختی نسبت به آینده ندارند؛ و برای نمونه، از کتاب «مسیر آشتی با آمریکا» نام می‌برد که در زمان گفت‎و‌گوهای هسته‌ای نگارش یافته است و القاکننده این است که پیمان‌نامه هسته‌ای، ایران و آمریکا را در شرایط نرمال قرار می‌دهد؛ در حالی که(به اعتقاد متقی) این‌گونه نیست و در سند راهبردی آمریکا، ایران تهدیدی برای آمریکا است و همین‌گونه برای متحدان‌‌اش. از دیگر باورهای متقی این است که الگوی رفتاری‌ باختر در ارتباط با ما در دوران اوباما و ترامپ، بر بنیاد جنگ نبود و بلکه بر پایه «مهار» و «ممنوعیت» بوده است و «جنگ» توجیه دیپلمات‌ها بود برای مذاکره؛ و امروز همان کسانی که استراتژی ستیز بر سر تولید هسته‌ای و موشکی و افزایش نیروی نظامی را با هزینه مردم موجه می‌دانستند، روندی خلاف آن پیمایش می‌کنند؛ دکتر متقی بر این باور است که یکی از چالش‌های بنیادی در آینده، همین تجدیدنظرخواهی خواهد بود.
اطلاعات گمراه‎گر اپوزیسیون
«آمریکا در دوران گذشته، نگاهش به سیاست، تغییر رژیم در کشور نبود اما امروز در این فضاست و تحلیل‌شان این که ساخت درونی ایران انسجام‌اش را از دست داده است» این گوشه‎ای دیگر از سخنرانی دکتر متقی در همایش است؛ او می‎افزاید که مایکل دی‎آندریا مورد توجه دولت آمریکا به انفجار از درون ایران باور دارد و نیروی رابط را هم اپوزیسیون خارج از کشور می‌داند که به مجموعه‌های آمریکایی متصل‌اند؛ ولی دکتر متقی معتقد است که اپوزیسیون خارج‎نشین، اطلاعات نادرست راجع ایران می‌دهد.
متقی می‌گوید که نگاه آمریکا به ما ژئوپلتیکی است و معادله قدرت، نقش تعیین‌کننده دارد، برای نمونه، آمریکایی‌ها در ارتباط با ایران(در سده ۱۹ و آغاز سده ۲۰) درست همانند دسامبر ۲۰۱۷ ترامپ عمل کرده‌اند: استفاده از سیاست موازنه که ماهیت منطقه‌ای دارد؛ حال آن که در سده ۱۹ و ۲۰ ماهیت بین‌المللی داشت؛ نگاه آمریکا به ایران موقعیت یگانه است که بر پایه آن سرنوشت ایران نباید دستخوش ماجراجویی میان روسیه و آمریکا شود. در گذشته بر پایه «بازی بزرگ» میان روسیه و بریتانیا قرارداد ۱۹۰۷ به دست آمد که آمریکا مانع اجرای آن و پار‌گی ایران شد، پس در آن بازه زمانی، آمریکایی‌ها نقش رهایی‌گر برای ما داشتند؛ آنان هم‌چنین با قرارداد قسطنطنیه ۱۹۱۵ هم بیزاری کردند؛ قرارداد وثوق‌الدوله نیز در همین راستا اجرا نشد؛ آمریکایی‌ها همچنین در سال ۱۹۴۶ در خروج نیروهای روسیه از ایران نیز نقش داشته‌اند.
متقی در پی طرح این پرسش خود که آمریکایی‌ها ایران را خوب می‌شناخته‌اند؟ پاسخ نه می‎دهد و از جیمز بیل و کتابش «شیر و عقاب» نام می برد که گفته آمریکایی‌ها حتی توکلی و توسلی را با هم اشتباه می‌گرفتند یا پس از ۳۳ سال، هنگامی که محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه شد او را با سردار جعفری(فرمانده عملیات رمضان) در جنگ با عراق اشتباه گرفته بودند.
متقی می گوید پس از کودتای ۲۸ مرداد، میان ایران و باختر و آمریکا فضای کشمکش ایجاد شد و حتی روشنفکران و نخبگان آن‎زمان از شمار شایگان، شادمان و ولی‌نصر، اندیشه‌شان در برابر باختر بوده است؛ دکتر متقی وضعیت در میان مارکسیست‌ها را نیز چنین می‌داند و حتی رمان‌هایی را که مارکسیست‌های پیش از انقلاب نوشته‌اند باختر‌ستیز می‌خواند؛ و دیگر این که این نگاه در انقلاب بازتولید شد و به تضاد ایران و آمریکا انجامید. متقی می‌افزاید: بر این باورم که سیاست خارجی ایران با توجه به فرهنگ ایرانی، با روح ایرانی هم‌خوانی دارد؛ ایران خود را کشور برتر در منطقه و جهان می‌داند و ریسک رویارویی با باختر را انجام می‌دهد.»
تجدیدنظرخواهی در چند سال گذشته را(دکتر متقی) واکنشی می‎داند به رادیکالیزم بی‌منطق احمدی‌نژاد! و بر این باور است که این فرایند، روابط ایران را در منطقه و جهان دگردیس خواهد کرد؛ اما با این اعتقاد که این شیوه بر پایه معادله قدرت نیست، زیرا کشوری که در «فضای سازش» قرار گیرد، «سازش» ماهیت دومینویی می‌یابد. نمونهِ ندادن سوخت در آلمان به هواپیمایی وزیر خارجه ایران را-دکتر متقی- نشانگر این می‌داند که کاملِ ممنوعیت‌های ایران، هنوز برچیده نشده است.
فضای کشمکش و تعارض را -دکتر متقی- باور دارد که برای امنیت آینده ایران، پیامدهایی به همراه خواهد داشت و دیگر این که فضای «سازش» و «تجدیدنظرخواهی» یک کشور را به بدترین برآیند خواهد رساند چون اسباب قدرت ایران(توان هسته‌ای) را در جریان مذاکرات از ما گرفته‌اند و هنگامی که کار تمام شد دیگر سلام ما را هم پاسخگو نیستند مگر دستور کار نویی داشته باشند.
تهدید آمریکا به برون‌‌رفت از برجام را -دکتر متقی- یک ویترین برای نمایش دندان‌های تیزشان به ایران می‌داند و تهدید به این‌که در ماه می از برجام بیرون خواهند رفت را میان‌تهی می‌خواند و هم‌چنین درخواست برای مذاکرات نو را پیشنهاد تازه‌ای نمی‎بیند که پیشتر نیز مطرح شده بود و از این پس نیز ادامه خواهد یافت.
بازپسین باور دکتر متقی این است آمریکا فشار را با تداوم ممنوعیت بیشتر بر ایران ادامه خواهد داد تا به قلمروهای راهبردی خود
راجع ایران نزدیک شود.
فضای شیر و آهو
دکتر حسین دهشیار(استاد دانشگاه علامه طباطبائی) پافشاریش بر این است که هیچ‌گاه شیر با آهو، پشت میز مذاکره نمی‌نشیند مگر این که اسباب تنبیه یا تشویق آهو را برای قراردادنش در راستای منافع‌اش داشته باشد.
دکتر دهشیار معتقد است که راجع آمریکا نخست باید راجع تاریخ خودمان بدانیم، که تاریخ، وظیفه‌اش روایت رویدادها و گاهی بررسی از دریچه تحلیل است و از سوی دیگر باید معادلات سیاسی در پهنه روابط بین‎الملل را درک کرد؛ و دیگر این که اگر مفهوم جایگاه و اعتبار کشورها و قدرت‎ها را درک نکنیم، آن‎چه می‎گوییم دادن آدرس نادرست به جامعه است.
به باور دهشیار از سال ۱۳۵۷ پژوهش‎هایی که درباره آمریکا انجام شده، سعی بر این بود تا بخش‎هایی از تاریخ این کشور گزینش شود که گاه در گزینش‎ها چهره آمریکا دشمنانه بوده است؛ اما کسانی که این رویکرد را گزینش کرده‌اند درگیر دو چالش بوده‌اند: نخست آگاه به تاریخ خود نبوده‌اند و دوم: واقعیت ساختار بین‎الملل را درک نکرده‌اند؛ دهشیار گوشزد می‌کند که به امروز نگاه نکنیم که سخن از بازی برد-برد یا باخت-باخت می‎شود، چنین آگاهی‌ای در این سال‎ها رخ داده است.
دکتر دهشیار آنانی را که از دیوار سفارت آمریکا بالا رفته‌اند ناآگاه به تاریخ خود می‌داند و نیز ناآگاه به گذشته که انگلیس و روسیه چه به روز ایران آورده‎اند؛ اما می‎گوید منافع‎شان توجیه می‎کرد چنین کاری کنند، کاری گزینشی! در حالی که هدف باید ارتقای آگاهی و منافع کلان جامعه باشد نه منافع شخصی و گروهی. او با این سخن دلسوزانه که ناآگاهی منجر به این می‌شود که چیزی که حق ماست(انرژی هسته‎ای) از ما گرفته شود، به سخنان خود پایان می‎دهد.

پیشنهاد ویژه :   پارسا نیوز: پارسا - سال ۹۵ سال بسیاری از گشایش‌ها بود