افغانستان: دولت و طالبان؛ تساهل ایدیولوژیکی، برای هر دو طرف ناممکن است

افغانستان: دولت و طالبان؛ تساهل ایدیولوژیکی، برای هر دو طرف ناممکن است

گروه طالبان به صورت پراکنده و غیر منظم نزدیک به شانزده سال است که در برابر نیروهای امنیتی کشور و نیروهای ناتوی تا دندان مسلح می‌جنگند ولی هنوز برنده‌ی این نبرد مشخص نیست و گنگ بودن زمان ختم این «جنگ بی‌آغاز»، به چشم نمی‌خورد.

دولت افغانستان هرازگاهی با بلوف‌های سیاسی گاهی از موقف قدرت حرف می‌زند و گاهی هم آغوش دوستانه‌ی خویش را برای این برادران ناراضی، گشوده است و شورای عالی صلح هم با طرح‌های جالب  و جامع خود، هنوز نتوانسته است که کوچکترین تزلزل در عقیده و ایمان راسخ گروه طالبان به وجود بیاورد؛ تا حد اقل افکار عامه را مغشوش نکند و هویت مشوش و شخصیت مشوش را در قد و اندام این دولت نبُرد وفتوای ندهند که جهاد در مقابل دولت افغانستان مجاز است، و این حکومت دارای مشروعیت و حاکمیتی است که باید با آن مذاکره کرد وحد اقل حاصل مذاکره «برد برد» باشد.

مساله‌ی که جنگ افغانستان جنگ نیابتی است، شعار که به صورت مکرر از بلند ترین مقام‌های دولتی افغانستان شنیده ایم و طالبان را افراد فریب خورده  و جاهل می‌داند که فریب دشمنان افغانستان را خورده اند، این موضوع را حدودی هم صحیح بدانیم  و قبول بکنیم که کشور ما اگر حایل بین قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ی نیست شاید عایق باشد که میدان نبرد، قدرت‌های منطقه‌ی شده و شاهد چنین روز و روزگاریم ولی نکته‌ی را که شاید کمتر به آن توجه کرده باشیم مساله تفاوت‌های ایدیولوژیکی است .

پیشنهاد ویژه :   علمی و پزشکی: ارسال آیین‌نامه پیشگیری از تقلب علمی به ۲ وزارتخانه

در پسین روزها طالبان به صورت متواتر خواهان مذاکره مستقیم با دولت امریکا شده و گفته موجود به مذاکره است و  این مفهومی را می‌رساند که طالبان هنوز دولت افغانستان را به عنوان یک دولت واحد به رسمیت نمی‌شناسد که قابل مذاکره باشد، حال تصور بر این که طالبان موجود شد رو در رو با حکومت کابل بنشینند و یک صلح بین الافغانی را تشکیل بدهند در چند جا دست‌های دو طرف بهم بند نخواهد شد.

دومساله قابل بحث است، منافع و ایدیولوژی؛ حل مساله‌ی منافع کار را آنچنان سخت نخواهد کرد که «گره کور» باشد برای مذاکره، منافع سیاسی همان قدرت است می‌تواند دولت با گروه طالبان به سادگی کنار بیاید با دادن چند وزارت و سفارت و مقام بلند بشود مساله‌ی منافع را به سادگی حل کرد همان طور که با حکمتیار کنار آمد؛ با طالبان هم کنار خواهد آمد اما مساله‌ی تفاوت‌های ایدیولوژی نه قابل حل است و نه هم قابل جمع.

خاصیت ایدیولوژی‌ها، تعصب و جزم اندیشی است دیدن خود در آیینه‌ی مقعر و دیدن حریف در آیینه محدب اصل جدایی نا پذیر ایدیولوژی است مساله‌ی که دولت افغانستان و طالبان را در عرش و فرش می‌برد .

پیشنهاد ویژه :   افغانستان: مجلس: حکومت هرچه زودتر طرح پیشنهادی صلح‌ با طالبان را به شورای ملی بفرستد

ایدیولوژی طالبان بنیادگرایی سنتی است که در ۵ سال حکومتداری آنها منعکس شد، حصر و برقه پوشیدن خانم‌ها، ریش‌های بلند برای مردها، قطع دستان سارق، اعدام، مکتب نرفتن دخترها، حذف آزادی‌بیان جز از اصلی ترین پایه‌های نوع حکومت طالبان بود، مولفه‌های که در دنیایی مدرن دولت خوب و حکومتداری خوب فاقد آنان است.

طالبان بنیاد گرا هستند و حکومت بر اساس آموزه‌های خلافت اسلامی می‌خواهد «حقوق بشر»، «حقوق زن» ، «حکومت داری» را بر اساس آموزه‌های قرآن می‌خواهد یا هم در هر کدام از مفاهیم دنیای معاصر یک پسوند اسلامی علاوه می‌کند مثل حقوق بشر اسلامی که در ذیل همین اسلامی کردن‌ها باید قرار بگیرد .

از منظر واقع گرایی شکست اسلام سیاسی، خط بطلان بر آرمان‌های است که طالبان برای آن هر روز در سنگلاخ‌ها کشور قربانی می‌دهند و می‌جنگند، تجربه‌ی تلخ جنبش‌های معاصر اسلامی در اکثر کشورهای مسلمان نشین فعالیت‌های شان نه تنها مشروع که جرم پنداشته می‌شوند.

اما آنچه دولت افغانستان شرط مذاکره با طالبان می‌داند پذیرش قانون اساسی کشور است و دولت افغانستان به آنها بیشتر ارزش می‌دهد، دموکراسی، آزادی بیان، تساوی حقوق مرد و زن، بازار آزاد ، حقوق بشر، که بیشتر بوی «سکولاریسم» می‌دهد و دولت عملن به آنها پابند است و تعقیب می‌کند ، برای کشور مثل افغانستان که حتا بودجه مرسوم آن وابسته به پشتیبانی کشورهای سکولاریستی است ساده نیست با این ارزش‌ها وارد بازی شود.

پیشنهاد ویژه :   افغانستان: پیام آفتاب - سجادی: حکومت فاقد یک طرح ملی برای صلح است

تفاوت  ایدیولوژی طالبان با دولت افغانستان عمیق‌تر از آن است که با چند نشست و گفت‌وگوی ساده بتوان زیر یک سقف جمع کرد، هر دو طرف به دو جاده واگرای قدم می‌زنند که یکی به ده می‌رود و دیگری به شهر.