مدافعان وطن: وصیت‌نامه شهید سیدمهدی جعفری‌امان‌آبادی/ برای رضا و خشنودی خدا به جبهه می‌روم

وصیت‌نامه شهید سید مهدی جعفری امان آبادی/ برای رضا و خشنودی خدا به جبهه می‌رومبه گزارش پارسا، شهید «سیدمهدی جعفری‌امان‌آبادی» سال ۱۳۴۱ در
تهران چشم به جهان گشود. وی با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه حق علیه باطل شد و سرانجام
۹ خرداد ۱۳۶۱ طی عملیات بیت المقدس در شلمچه مجروح و مفقودالاثر شد
.

از این شهید والامقام دو وصیت‌نامه به یادگار مانده است که در ادامه بخش دوم
آن را می‌خوانید:

«بسم الله الرحمن الرحیم

«و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی»

چون تیر بیفکندی تو نبودی که تیر افکندی، بلکه خدا تیر افکند.

«ان الذین آمنوا و الذین هاجروا و جاهد و افی سبیل الله اولئک یرجون
رحمه الله و الله غفور رحیم» «سوره بقره آیه ۲۱۷»

آنان که به دین اسلام گرویدند و از وطن خود هجرت نموده و در راه خدا
جهاد کردند، اینان امیدوار و منتظر رحمت خدا باشد که خدا بر آن‌ها بخشاینده و
مهربان است.

با عرض سلام به محضر حضرت ولی عصر امام زمان (عج) و نائب بر حق و
بزرگوارش امام امت خمینی کبیر عزیزمان و با سلام به تمام رزمندگان دلیر اسلام که
مخلصانه جان می‌بازند و شهید می‌شوند و سپس سلام بر خانواده‌های بزرگوار شهدا و
امت شهید پرور و مسلمان ایران و با سلام به خانواده‌ی عزیز که پرتلاش در راه
اهداف الهی جهاد می‌کنند و امام گونه حرکت می‌کنند و با سلام به تمام دوستان خوب و
در خط امامم که هر کدامشان امام گونه می‌باشند و امیدوارم که از تمام لغزش‌های
دنیوی خداوند آن‌ها را محفوظ بدارد.

هر کاری با نام خدا و فقط برای خدا انجام داده نشود عاقبت آن بخیر نمی‌باشد
و ما با کمک خدا بر کفر و الحاد جهانی پیروز می‌شویم مبادا یک لحظه تقوی الهی و
یاد خدا را فراموش کنیم و در این راه امام خمینی عزیز را امام و الگوی خودمان قرار
دادیم، باشد تا در این راه پر استقامت باشیم. من هم برای رضا و خشنودی خدا به جبهه
می‌روم و امیدوارم بتوانم مخلصانه کار کنم، امیدوارم آنقدر قلبم پاک بشود که جمال
زیبای امام زمان (عج) را ببینم و این یک پرده‌ای است که بر چشم و دل ما کشیده شده
و با شلاق خوردن روح و نفس انسان است که امام زمان (عج) را می‌توان دید.

پس فقط برای رضای خدا باید کار کرد، درس خواند، جنگ کرد، امرار معاش
کرد تدریس کرد و حتی برای رضای خدا باید غذا خورد امیدوارم همه کارهامان این گونه
باشد.

می‌دانم که خانواده‌ی عزیزم پدر و مادرم آنقدر روشن هستند که پس از
اینکه سعادت شهادت را پیدا کردم ناراحتی و بی‌قراری به خود راه نمی‌دهند و گریه و
زاری و شیون نمی‌کنند و می‌گویند یک امانتی از خدا پیش ما بود و ما چه بهتر که
در این راه دادیم و امیدواریم که خداوند قبول کند.

من از مال دنیا چیزی ندارم فقط یازده هزار تومان در قرض الحسنه گردان
دارم که آن را به پدرم می‌سپارم و در راه خیر خرج کند و هر چه مال دنیوی دارم به
پدرم می‌سپارم، از نظر خمس و زکوه حسابش را ندارم شما خودتان حساب کنید و
بپردازید، از نظر نماز و روزه فکر کنم یک هفته احتیاطا بگیرید از همه حلالیت
بطلبید و من فکر نمی‌کنم به کسی بدهکار و طلبکار باشم فقط از جهت معنوی شاید خیلی‌ها
بدهکارم از همه حلالیت بطلبید.

برادران خوبم آقا هادی و آقا محمد امیدوارم درستان را خوب ادامه دهید
و در درس طلبگی شما آقا احمد را یک حسین زمان بسازید و خواهران خوبم زینب‌وار در
این راه شرکت داشته باشند.

از همه‌تان التماس دعا دارم «امام را دعا کنید»

پیشنهاد ویژه :   دفاعی ، امنیتی: گزارشی از نشست «تجربه ی ماندگار» بازخوانی روند مواضع رهبر انقلاب در مذاکرات؛ ثابت و استوار در پاسداری از منافع و عزت ملی

والسلام

سید مهدی جعفری امان آبادی

۶۱/۲/۱۷»

پارسا/ ۱۸۱