پارسا نیوز : گذشته‌ای قلابی؛ آینده‌ای نامشخص – پارسا

پارسا نیوز : گذشته‌ای قلابی؛ آینده‌ای نامشخص – پارسا

به گزارش گروه جامعه پارسا، حدود ۹۰ درصد کودکان خیابانی نتیجه گسست خانواده و طلاق هستند که متاسفانه آمار این پدیده در برخی از نقاط کشور رو به رشد بوده و زنگ خطری است که برای اعلام خطر به جامعه به صدا درآمده است.

افزایش آمار طلاق دغدغه خیلی‌هاست اما علل این ناهنجاری چیست، هر کسی از ظن خود دلایل طلاق را عنوان می‌کند، طیف گسترده عوامل طلاق نشان از پیچیدگی این بحران اجتماعی است، طلاق و فروپاشی خانواده ضمن بر هم زدن تعادل روانی و عاطفی افراد خانواده موجب بروز آسیب‌های اجتماعی مانند فرار فرزندان از خانواده، سرقت و قتل می‌شود.

شهرنشینی و تبدیل نگرش‌ها و الگوهای زندگی که خود از پیامدهای زندگی صنعتی است به این امر دامن زده و گستردگی طلاق در خانواده‌ها را موجب شده است، از همین روست که کراهت و قبح طلاق در خانواده‌ها از بین رفته و سوختن و ساختن برای زوج‌های جوان امروزی هیچ معنایی ندارد، به طوری که با کمترین اختلاف آخرین و در عین حال راحت‌ترین گزینه یعنی طلاق را بر می‌گزینند.

طلاق در ابتلای کودکان و زنان به اعتیاد تأثیرگذار است

بیکاری عاملی اقتصادی است و اعتیاد را که مساله‌ای اجتماعی است به وجود می‌آورد و اعتیاد بلای خانمان‌سوز خانواده است که ریشه در بنیان‌های سست خانواده دارد.

رئیس انجمن علمی مددکاری ایران در این باره می‌گوید: افزایش کودکان خیابانی، معتادان، افراد آسیب‌دیده، طلاق و کودک‌آزاری از جمله آسیب‌هایی است که وقوع آنها در جامعه افزایش پیدا کرده است، مهمترین دلیل افزایش آسیب‌های اجتماعی مشکلات اقتصادی و فقر است، در حال موجود میزان درآمد با مخارج خانواده‌ها یکی نیست بنابراین با افزایش مشکلات آنها میزان آسیب‌ها نیز هر روز بیشتر می‌شود.

مصطفی اقلیما بیان می‌کند: مشکلات اقتصادی را باید عامل ۸۰ درصد از طلاق‌های کشور دانست، اکنون میزان دستمزد و حقوق افراد با هزینه‌های زندگی همخوانی نداشته و زوج‌های جوان پس از گذشت مدت زمان کوتاهی از پس مخارج برنمی‌آیند و دچار مشکل می‌شوند.

این آسیب‌شناس اجتماعی اظهار می‌کند:‌ در چند سال گذشته فاصله ازدواج و طلاق ۵ تا ۷ سال بود اما متاسفانه اکنون این فاصله به ۳ سال کاهش یافته، ‌مشکل اصلی بروز طلاق، مسائل اقتصادی و نداشتن شغل و پس از آن آسیب‌های اجتماعی همچون اعتیاد است.

اقلیما معتقد است روند پیشرفت اعتیاد چه در انواع آن و چه در مصرف‌کنندگان مواد مخدر افزایش یافته و اگر اوضاع با شرایط فعلی پیش رود و برای آینده برنامه‌ریزی نکنیم در آینده به افرادی زیادی برمی‌خوریم که غیرفعالند و توانایی تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی ندارند و بودجه کشور برای آنها خرج می‌شود.

وی می‌گوید: در آینده با روند کنونی با افراد مریض مواجه خواهیم شد که در نهایت جامعه‌مان هم مریض می‌شود، رشد طلاق افزایش داشته است و ما می‌دانیم که طلاق چقدر در ابتلای کودکان و زنان به اعتیاد تأثیرگذار است.

این کارشناس معتقد است اعتیاد پدیده و معلولی از علت‌های دیگر است و به نوعی رابطه علت و معلولی با آسیب‌های اجتماعی دیگر دارد، در گذشته بیشتر معتادان مردان میانسال به بالا بودند اما امروزه اعتیاد مرزهای سنی و جنسی را درنوردیده است.

پیشنهاد ویژه :   پارسا نیوز: می‎خواستند رئیسی را دچار حاشیه کنند اما نتوانستند/ایشان حوصله خوبی داشت و نشان داد از تجربه و صلابت کافی برخوردار است/آنها دنبال عصبی کردن طرف مقابل بودند

پیشتر مخدرها نیز از نوع طبیعی و به تریاک محدود بود اما اکنون دامنه‌ای گسترده از مواد شیمیایی و صنعتی ویرانگر و توهم‌زا همچون هروئین و حشیش تا شیشه، گل، کراک، گراس، ماری جوانا، کروکودیل و… را در بر می‌گیرد.

مهمترین علل روانشناختی بروز طلاق

مشاور خانواده و مدرس دانشگاه در این زمینه در گفت‌وگو با پارسا اظهار می‌کند: طلاق یک پدیده اجتماعی است که مانند سایر پدیده‌های اجتماعی طی یک پروسه زمانی به ۱۰۰ سال و یا بیشتر اتفاق می‌افتد و عوامل متعددی در بروز آن موثر است که مهم‌ترین علل روانشناختی آن عبارتند از کسانی که در این چند سال اخیر ازدواج کرده‌اند، متولدین سال‌های ۱۳۶۰ به بعد که نحوه تربیتی والدین آنان طوری بود که به اکثر ضروری‌هایشان تن در می‌دادند و به جای او کارهایش را انجام می‌دانند و نمی‌گذاشتند که کودک با سرد و گرم روزگار و با مشکلات آن آشنا شود تا یاد بگیرد مشکلات مرتبط با سنش را بپذیرد، حل کند و به مرور توانمندی او افزایش یابد.

محمد یعقوبی اضافه می‌کند: حال همان کودکان دیروز، امروز ازدواج کردهاند و هر مشکلی که در زندگی زناشویی آنها پیش آید با داد و بیداد کردن می‌خواهند مشکل را حل کنند اما هیچ مشکلی با داد و بیداد حل که نمی‌شود هیچ، مشکلات دیگری نیز بروز خواهد کرد و متاسفانه یک سیکل معیوب ایجاد می‌شود.

این مدرس دانشگاه ادامه می‌دهد: داد و بیداد بیشتر، مشکلات بیشتری ایجاد می‌کند تا اینکه دو طرف به جایی می‌رسند که احساس درماندگی جهت حل مشکلاتشان پیدا می‌کنند و آن موقع است که می‌خواهند صورت مشکل را پاک کنند و دم از طلاق می‌زنند.

وی تاکید می‌کند: طبق نظریه مشوقی در روانشناسی، محرک‌های محیطی ذائقه انسان را تحریک و بیدار می‌کند، جامعه فعلی و تبلیغات آن طوری است که بیشتر ذائقه مادی را تحریک و به مرور ارزش‌های مادی جای ارزش‌های معنوی و اخلاقی را می‌گیرد اما درآمد ۸۰ درصد جامعه توان برآوردن آن ذائقه تحریک شده را ندارند به خصوص در جامعه ما که خانم‌ها هر آرزو و نیازی دارند برآورده شدن آن را در وجود شوهر می‌بینند.

یعقوبی بیان می‌کند: تبلیغات، انتظارات زن را بالا می‌برد و از شوهرش برآورده شدن انتظاراتش را می‌خواهد و شوهر نمی‌تواند برآورده کند و هر دو دچار احساس ناکامی می‌شوند که احساس ناکامی، پرخاشگری تولید می‌کند و زن و شوهر بر سر هر مورد کوچک داد و بیداد راه می‌اندازند که زیر بنایش همان ناکامی است که این پرخاشگری‌ها به مرور روابط عاطفی زن و شوهر را سرد کرده و دچار طلاق عاطفی می‌شوند و اگر شرایط مهیا شود از هم گسستن می‌شوند و گرنه می‌سوزند و می‌سازند.

دلایل به هم ریختن ساختار خانواده، باور قلابی دوران کودکی

وی معتقد است در این ۱۵ سال اخیر وسایل ارتباط جمعی همچون تلفن همراه و رایانه نسبتا همگانی شده‌اند و اکثر افراد از آن استفاده می‌کنند و بعضی از مردان و زنان عطش خاص و وابستگی به استفاده از این وسایل پیدا کرده‌اند که در آن دنیای مجازی خیلی کلمات و جملات رد و بدل می‌شود و گهگاه سبب کاهش اعتماد زوجین به یکدیگر و همچنین وابستگی یکی از زوجین به یک شخص دیگری می‌شود که سرانجامش از هم پاشیدن زندگی زناشویی حداقل از لحاظ عاطفی است.

این مدرس دانشگاه در پاسخ به سوال پارسا مبنی بر اینکه به هم ریختن ساختار خانواده وابسته به چه عواملی است، بیان کرد: به هم ریختن ساختار خانواده قبل از دهه ۱۳۶۰ شروع شده و دو علت عمده دارد یکی نهضت جهانی فمینیسم (زن‌گرایی) که با ایجاد یک سری جلسات علنی و غیر علنی تحت عناوین مختلف در جامعه که در اصل دنباله روی همان نهضت هستند، شیوع پیدا کرده است.

وی افزود: دوم افزایش سطح سواد خانم‌ها که اغلب در جامعه می‌بینیم که سطح سواد خانم‌ها نسبت به شوهرانشان بیشتر است و به خاطر دلایل ذکر شده بانوان به طور خودآگاه یا ناخودآگاه سعی در کاهش قدرت شوهر در خانواده دارند که یا مستقیم با شوهر درگیر می‌شوند و یا به طور غیر مستقیم به فرزندان اهمیت بیشتری می‌دهند که پدر به گونه‌ای نتواند اعتراض کند تا قدرت وی در خانواده کاهش یابد و فرزندسالاری شکل می‌گیرد و در این شرایط کودکان حد و مرزشان را یاد نمی‌گیرند و متوقع و خودشیفته می‌شوند.

مشاور خانواده در زمینه بهترین روش‌های پیشگیری از طلاق بیان می‌کند: شاید طلاق‌های امروز ریشه در ۲۰ تا ۳۰ سال گذشته و به نحوه تربیتی و ریشه روانی دوران طفولیت دارد و بعضی اعمال نیز در شرایط منفی اثرگذار است که بنا به علل آن باید برنامه‌ریزی کرد تا بتوان از روند افزایش طلاق جلوگیری کرد و هم در آینده درصد آن کاهش یابد.

وی یادآوری می‌کند: در دراز مدت اول باید خانواده‌های فعلی که صاحب فرزند می‌شوند سعی کنند ساختار خانواده باقی شود، نکته دیگر هیچ موقع والدین به پرخاشگری و داد و بیداد فرزند جهت برآورده شدن ضروری‌هایش جواب مثبت ندهند که این سبک زندگی وی می‌شود و در آینده با پرخاشگری می‌خواهد به ضروری‌هایش برسد که درگیری‌های او بیشتر خواهد شد.

پیشنهاد ویژه :   پارسا نیوز : "اسپرموگرام"، نخستین آزمایش تشخیص ناباروری مردان

پارسا، تخریب شخصیت یکی از والدین یا هر دوی آنان برای فرزندی که در دوره کودکی یا نوجوانی قرار دارد در حقیقت تحقیر شخصیت وی است و بذر نفرت را در وجود فرزند طلاق می‌کارد.

در طلاق والدین، اغلب فرزندان هیچ نقشی ندارند و تنها یک قربانی هستند که پیش و پس از طلاق آسیب می‌بینند، حال اگر والدین نتوانند ضربه روحی ناشی از طلاق را هضم کنند و کینه‌ها را به فراموشی بسپارند در حقیقت آینده فرزندانشان را هم تباه می‌کنند.

پرخاشگری و داد و بیداد والدین در زندگی سبک زندگی فرزندان در آینده می‌شود و آنها هم در آینده با پرخاشگری می‌خواهند به ضروری‌هایش برسند که درگیری‌های بیشتر را به دنبال خواهد داشت.

طلاق برای فرزندان، بسی دردناک است، کودکانی که مرگ یکی از والدین خود را تجربه می‌کنند، خیلی راحت‌تر می‌توانند نسبت به آنهایی که قربانی طلاق شده‌اند، با قضیه کنار بیایند، این تجربه دردناک بی‌تردید زمینه‌ای می‌شود برای آینده‌ای که چندان روشن نیست.